خرید بک لینک
بعد از یکسال و خرده ای دوری وقتی کامنتت را دیدم خوشحال شدمفکر کردم واسه همیشه میتونی با من بمونیاین واسه همیشه را میتونی هر طور دوست داری معنی کنیاما واسه من یک مفهوم داشتواسه همیشهبدون دغدغه و استرس و هر حرفیاینبار نمیخوام اسم پیج را عوض کنم یا مطالب و کامنت ها را پاک کنمبمونه یادگاریبمونه واسه ۲۰ سال دیگهشاید هر از گاهی سر زدیم و خاطراتشو مرور کردیمواسه همیشه

برچسب: نویسنده: آریا میرزایی تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 17:48

https://dl.svmusicpars.ir/artist/vygn/VYGN%20-%20FRYAD%20ANTZAR%20-%20(Music-Pars).mp3 بیاد کوهسار آخرین پست

برچسب: نویسنده: آریا میرزایی تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 17:48

چهارشنبه ۲۶ بهمن از ساعت ۹ تا ۱۳ نزدیک سفارت

برچسب: نویسنده: آریا میرزایی تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 17:48

۱۰ سال از اولین برخورد من و تو میگذرهتقریبا یک چهارم عمر من امروز هرچند کوتاه که باهات صحبت کردم رفتم به ۱۰ سال پیشصدا همون صدا با همون لجبازی و حق به جانبی همیشگیخیلی دوست داشتم که شرایطی پیش میامد که بیشتر باهات صحبت کنممیدونم که خودتو آماده کل کل کرده بودی که نشدخودتو آماده کن واسه فردا چرا شمارمو پاک کردی؟باید بصورت فیزیکی باهات برخورد کنمداشتم فکر میکردم که وقتی اومدم هم توی وبلاگ باهات قرار بذارم!!!مثلا تو وبلاگ بنویسم سر کوچه رسیدمولی هنوز هنگ اون جملتم که گفتی : تو هم شمارمو پاک کردیتمام هوش های مصنوعی و طبیعی و سزارین بشریت بفنا رفت

برچسب: نویسنده: آریا میرزایی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 20:45

سلاماول از همه عذرخواهی می کنم که دیر پست گذاشتم و بخاطر مشغله کاری بدقولی کردمدوم اینکه من روز چهارشنبه که تو رو دیدم ، قرار بود پنج شنبه برگردماما کمی برنامه ها را کش دادم که جمعه برگردیم که بتووونم پنج شنبه ببینمت وو همین چیزهایی که درادامه میخونی را رو در رو بهت بگماما نشددر نهایت به این نتیجه رسیدم که واست بنویسمبالاخره خوب یا بد می نویسم ( هر چند که تا الان خیلی از من ناراحتی و حق داری )دوست دارم کلمه به کلمه را با دقت بخونی و سعی می کنم بدون ابهام بنوسم تا اگر قراره اتفاقی بعد از خوندن این مطالب بیافته درست باشه و نه از سر ابهاماز قبل خواستگاری تا بعد خواستگاری را کامل واست تضیح میدم و حرف های اون شب را در آخر واست توضیح میدم :من از روزی که با تو دوست شدم صرفاً هدفم ازدواج با تو بود و نه چیز دیگه ای و با تمام وجود دوستت داشتمدرسته توی دوست داشتنم صد نبودم و کامل به خواسته هات گوش نمی کردم ( مثلا سیگار کشیدن ) اما همه فکر من خودت بودی .و هیچ وقت حتی یک ثانیه هم به این شک نداشتم که تو با کس دیگه ای رابطه داشته باشیتا اینکه اون اتفاق توی محلات افتاد و خودت در مورد نجفی توی رستوران واسم تعریف کردیبعد دعوا با اون پسره ، تو رفتی خوابگاه و ما دعوامون جلو در دانشگاه قرار بود ادامه داشته باشهبعد تو زنگ زدی که اگر نجفی راجع به فرهاد چیزی گفت تو بگو می دونمو من همین کارو کردم ، اما نجفی بهم گفت دروغ میگی و نه از فرهاد خبر داشتی و نه از من !خلاصه تمام چیز هایی که بهش از من گفته بودی را گفت و گفت که فرهاد را خیلی بیشتر دوست داری و من عملاً سرکارم و به منم گفت که بگیر نیستی !ولی من بگیر بودم اما فکر نمی کردم قرار باشه اینقدر زود انجام بشهاز طرفی دایی من با یک دختری که اصالتاً .... ب

برچسب: نویسنده: آریا میرزایی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 20:45

کسی که خوابه را میشه بیدار کرداما کسی که دوست داره خودشو به خواب بزنه را نمیشه بیدار کرددوست داشتن و دوست داشته شدن یه حسهبا حرف و کلمه نمیشه ثابتش کردیا تا الان تونستم ثابت کنم که دوستت دارم یا نهاگر تونستم که اینهمه دست و پا زدن واسه فرار از این حس جای سوال دارهاگر نتونستم که کار من ایراد داشته یا با درک و متر و معیار تو سازگار نبودهپس هر چقدر پیش بریم هم هیچکدوم ثابت شدنی نیست

برچسب: نویسنده: آریا میرزایی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 20:45

صفحه بندی